تمرکز بر کارایی
مدیران باید با همین روش کمی هم به این بیندیشند که مثلاً سازمان در ۱۸ ماه آینده، انتظار دست یابی به چه اهدافی را دارد چه کار ویژه ای از من و تنها از من ساخته است که اگر به خوبی انجام شود نتیجه خاصی به بار خواهد آورد؟ رعایت کدام اولویت بسیار مهم است. کار را به بخشهای گوناگون تقسیم کنید تلاش نکنید که چند هندوانه را با یک دست بلند کنید بدون اولویت بندی برنامه مدیر به هر سو کشانده میشود. این وضع به خصوص برای مدیر ارشد بیشتر اتفاق میافتد کتابهای مدیریت در این مورد حق دارند که توصیه کنند اختیارات باید از بالا به پایین تفویض شود اما آنچه که همیشه نادیده گرفته میشود این است که تفویض همواره رو به بالا است زیرا مشکلات همواره بر روی میز مدیر جا خوش میکنند. آخر خط آن جاست و عملاً مشکل گشایی از وظایف اوست ولی این موضوع را نیز باید در نظر داشته باشیم که مدیر هم برای انجام کارهای خود به زمان نیاز دارد و هم باید بداند که در چه زمینه ای میتواند به سازمان بهترین یاری را برساند.
چنان چه مدیر ناچار باشد تا کارهای گوناگونی را خود انجام دهد طبیعی است که به وظیفه مهمش به عنوان یک مدیر مؤثر نمیتواند برسد زهر کشنده دیگری که برای سازمانها وجود دارد این باور است آن چه را ما سعی داریم تا انجام دهیم آن قدر روشن است که نیازی به هم فکری با دیگران ندارد مهارت سوم آموزش را در سازمان و کسب و کارتان نهادینه کنید سومین عامل مؤثر بودن مدیریت به وجود آوردن نظام آموزش در سازمان است سده شانزدهم یکی از گره های کور و ناشناخته تاریخ است. در سال ۱۵۶۰ میلادی دو بینش اروپا را در چنگ داشت که ۲۵ سال پیش از آن اصلا وجود نداشت شمال اروپا زیر سلطه کلیسای کالوینی» و جنوب در اختیار سینه چاکان انجمن عیسی بود هر دو مذهب در سال ۱۵۳۵ شکل گرفته بودند و تا دهه هفتم همان سده به سازمانهای کاملاً مسلط بر اروپا تبدیل شده بودند بیشتر اعضاء این گروه ها به گونه ای انفرادی و تحت فشار و تحت خطر بسیار زیادی کار میکردند اما رمز پیروزی آنها چه بود؟ اینک در سایه نظریه های نوین آموزشی راز این پیشرفت کم کم بر ما گشوده میشود کالوین و لویولا مهم ترین اصل یادگیری را که بازخورد میباشد به کار بسته بودند در هر یک از زمینه های عمده کار باید آنچه را که انتظار داریم مشخص نماییم. پس از ۹ ماه نتیجه به دست آمده را با هدفی که از پیش تعیین نموده بودیم بسنجیم همان گونه که کالوین و لویولا کشف کرده بودند کلید اصلی خوب آموختن وجود عامل «بازخورد» در نظام آموزش است. از آنجایی که هیچ کس ضعفها را به عامل مثبتی تبدیل نمی کند باید از بازخورد به عنوان مشخص کننده نقاط قوت بهره گرفت کسانی که به آموختن سرگرمند با دانستن مواردی که در آنها توان بیشتری دارند میتوانند بخشهای ضعیف کار خود را بهبود بخشند. چه عادت های بدی به تواناییهای ما صدمه میزنند؟ در چه زمینه ای خداوند مهربان هیچ گونه توانایی در وجود ما ننهاده است؟ بیشتر مکتبها و نظامهای آموزشی توجه شان به مسائل و مشکلات بوده و کوشش آنها بر درست کردن اشتباه ها متمرکز است. این امر تا اندازه ای ضروری میباشد. فقط دانش آموزان هستند که به مهارتهای نخستین نیازمندند ولی موضوع هایی که مانند آموزش جنبه جهانی دارند بر پایه توانایی ها بنا شده اند.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر و خرید کتاب با شماره زیر تماس حاصل فرمایید:
مجید کیوانپور 09129374020