از الزامات مدیریت امروز نوآوری و تحول است و مدیرانی موفق تر هستند که با به کارگیری ایده ها و افکار نوین در سازمان نه تنها بقای آن را تضمین میکنند بلکه وجه تمایزی نسبت به رقبای خود دارند.
در شرایطی که تغییر و تحولات روز افزون محیطی نقش تعیین کننده ای در حیات و توسعه جوامع بشری ایفا میکند و ایستادن دیگر یک انتخاب نیست سازمانها نیز از این تغییرات مصون نبوده و آنهایی موفق خواهند بود که بر امواج تغییر سوار شده و دنیای تغییر یابنده را سرشار از فرصتهای تازه ببینند نه فجایعی که انتظار آنها را میکشد. این سازمانها بیشتر امکان بقاء را داشته و معماران شیوه ها و اشکال جدید اندیشه اند. از طرف دیگر از طریق تغییر است که زمینه رشد سازمانها فراهم میشود گرچه این رشد بدون دردسر صورت نمی گیرد.
تغییر نباید از طریق بحران و فاجعه تحمیل شود بلکه باید به استقبال آن برویم مدیران اگر بدون توجه به تغییر و تحولات محیطی بخواهند سازمان خود را اداره کنند سازمانی ایستا خواهند داشت که عاقبت آن زوال است به ویژه اگر در حوزه فعالیت خود با رقبایی هم سر و کار داشته باشند. به همین دلیل مدیران باید برای همگام شدن با تحولات محیطی و دور نشدن از صحنه رقابت و فعالیت راه را برای ورود اندیشه ها ایده ها و طرحهای نو به داخل سازمان هموار کنند. مدیر خود میتواند پرورنده اندیشه های نو باشد و یا به عنوان یک سازمان دهنده عمل کند و زمینه را برای بروز خلاقیتها و تشویق دیگران به نوآوری در سازمان فراهم نماید.
لازمه نوآوری، خلاقیت است. خلاقیت یعنی پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو در حالی که نوآوری عملی ساختن و کاربردی کردن اندیشه و فکر جدید میباشد. به عبارت دیگر خلاقیت اشاره به قدرت ایجاد اندیشه های نو دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است و بالاخره خلاقیت بستر رشد و پیدایی نوآوری است بنابراین مدیر برای بهره گیری از ایده ها و اندیشه های نو که برقراری جریان مداوم نوآوری و ایجاد تغییر و تحول در سازمان خواهد انجامید یا باید از آفریده های دیگران استفاده کند و یا خود خلق کند و یا از هر دو استفاده نماید.
ضرورت ایجاد تغییر در سازمان توسط مدیران
.۱ گسترش دامنه میان سازمانهای تولیدی و خدماتی
۲ پیشرفتهای تکنولوژی اطلاعات
پیشرفتهای تکنولوژی تولید و خدمات
۴ سرعت در پژوهش و ابداع محصولات و فرآیندهای جدید.
ه پیشرفت های دانش مدیریت
جهانی شدن کسب و کار
پیچیده تر شدن مشتریان
انتظارات بیشتر کارکنان سازمانها
در چنین شرایطی تنها سازمانهایی میتوانند به حیات خود ادامه دهند که موفق شوند خود را با پیشرفت های علمی و تکنولوژی نیازهای مشتریان الزامات رقابت داخلی و بین الملی سازگار نمایند و گرنه در جریان تنازع بقاء چنین سازمانهایی از بین میرود.
لذا برنامه ریزی حساب شده برای ایجاد تغییر و تحول از جمله وظایف اساسی مدیر میباشد. در برنامه ریزی برای ایجاد تغییر و تحول در سازمان با دو نگرش یا دو شیوه میتوان عمل کرد.
ایجاد تحول یا با نگرش اساسی (Radical) و یا با نگرش گام به گام Incremental) می تواند محققشود
)Redical( تحولات اساسی
|
تحولات گام به گام (Incremental)
|
ویژگی ها
|
ویژگی ها
|
۱ - چهار چوب شکن
|
۱ به سازی و پیشرفت تدریجی
|
دست یابی به تعادل جدید
|
حفظ تعادل موجود
|
دگرگون کننده کل سازمان
|
تغییر دهنده اجزاء سازمان
|
-۴- ایجاد ساختار و مدیریت جدید
|
-۴- استفاده از ساختار و فرایندهای جاری
|
تکنولوژی تحول آفرین
|
۵- تکنولوژی جدید
|
--- محصولات جدید و بازارهای جدید
|
-۶- به سازی محصولات موجود
|
تبیین شرایط سازمان برای پذیرش خلاقیت و نوآوری
. جذب و به کارگیری نیروهای خلاق و نوآور
. تعیین اهداف روشن و صریح در مورد فعالیتهای خلاق
وجود ساختار مناسب (ارگانیک) و آزادی عمل کافی در انجام فعالیتهای و تلاشهای خلاق
ه وجود فرهنگ خلاقیت و نوآوری
. وجود امکانات مناسب تحقیقاتی و مالی
. تسهیل جریان اطلاعات نظرات و پیشنهادات
. ایجاد فرآیند یادگیری و کسب تجربه
. هدایت پشتیبانی و تشویق افراد خلاق و نوآور
ایجاد نظام پرداخت پاداش مناسب به افراد خلاق و نوآور
. به کارگیری نتایج حاصل از فعالیتهای خلاق
علاوه بر موارد فوق تبادل فرهنگی میان سازمانها و در کنار هم قرار دادن افراد محافظه کار و سنتی با افراد خودشکوفا و نوجو از جمله عواملی هستند که مجموعه سازمانی را به سوی خلاقیت و نوآوری سوقمی دهد.
در هر نوآوری و تحول دو گروه از کارکنان نقش عمده ای دارند
نخست گروهی که ایده های جدید را خلق میکنند در ادبیات نوآوری این گروه قهرمانان یا صاحبانایده نامیده میشوند.
گروه دوم مدیرانی هستند که زمینه تحقق ایده ها را فراهم میکنند این گروه را می توان مدیراننوآور» نامید.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر و خرید کتاب با شماره زیر تماس حاصل فرمایید:
مجید کیوانپور 09129374020